أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )

566

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )

495 . زرچوبه 1 [ زرچوبه ] به هندى هلدى 2 ناميده مىشود ؛ صفت‌هايش را به‌طور كامل در ذكر عروق 3 شرح خواهيم داد . ( 1 ) . نام فارسى II , Vullers ; Curcuma longa L . ، 126 ؛ II , Low ، 7 ؛ عيسى ، 3 63 ؛ نسخهء فارسى حذف كرده است . زرچوبه يا زردچوب . ( 2 ) . هلدر ، بايد خواند هلدى ، قس . Platts ، 1231 ؛ Dutt 256 . ( 3 ) . العروق - نام عربى زرچوبه ، نك . شمارهء 698 . 496 . زرداسفور 1 - ؟ رازى : جانشين [ زرد اسفور در تقويت معده نيم وزن افسنتين است ] . ( 1 ) . در ديگر منابع و فرهنگ‌ها نوشته نشده ، نسخهء فارسى حذف كرده و نسخهء پ اين عنوان را ضميمه شمارهء 495 كرده است . 497 . زرير 1 [ زرير ] به فارسى اسفرك 2 [ ناميده مىشود ] و اين ، گل گياهى است كه در كوه‌هاى جوزجان ديده مىشود . ( 1 ) . Delphinium zalil Ait . ، مترادف D . saniculaefolium Boiss . ؛ عيسى ، 14 69 ؛ بدويان ، 1381 . برخىها مىپندارند كه اين Delphinium semibarbatum Bienert . است ؛ سحاب الدينوف ، فرهنگ ، 288 . ( 2 ) . اسفرك ، نسخهء فارسى : اسبرك ( I , Vullers ، 90 ) و سپس مىافزايد : « ابو بكر بن على بن عثمان كه مترجم اين كتاب است گويد : اسپرك را نبات اختصاص به كوه جوزجانان ندارد بل كه منبت او را در بسيار مواضع ديگر و از جمله در بلاد فرغانه بيابند » - متن فارسى در Picture ، 121 درج شده است . 498 . زعفران 1 [ زعفران ] به رومى انيخوس 2 و هم‌چنين قروموا 3 ، به سريانى كركما 4 ، نزد جالينوس قوروقوس 5 و به هندى كنكون 6 [ ناميده مىشود ] . السّرى : اين زعفران ، جادى 7 ، جساد 8 است . [ شعر ] : جساد بالا آمد ، بالاتر از كشتزار 9 پوشانيد آن را * به سان شفق ، با شاخه‌هاى سرخ 10 - جسد 11 ، ريهقان 12 ، مردقوش 13 ، رادن 14 ، كركم 15 ، عبير 16 ، و ايدع 17 است . برگ‌هاى زعفران قيدومه 18 ، رقان 19 ، خشيف 20 ، رقون 21 و شوران 22 [ ناميده